نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۶ کمال خجندی

کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

آن چشم نیمه مست جهانی خراب ساخت

دلها بسوخت تیمی و نیمی کباب ساخت

صیاد وار غمزة شوخش ز زلف و خال

بنهاد دام و دانه و خود را به خواب ساخت

شرمنده اند از رخ زیباش نو خطان

آری سیاه رو همه را آفتاب ساخت

از قند تا بساخت شراب آن لب لطیف

ما را نساخت شربت دیگر شراب ساخت

در حقه کرد و برد دهان تر از میان

آن لب مفرحی که ز یاقوت ناب ساخت

در کوی بار دیده گریان برای خویش

همچون حباب خانه به بالای آب ساخت

لب با کمال ده چو ز جان ناله برکشید

ساقی شراب دار که مطرب رباب ساخت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی زیبایی و جذابیت معشوقه‌ای است که تاثیر عمیقی بر دل‌ها دارد. شاعر با استفاده از تصاویری شاعرانه، نشان می‌دهد که چگونه این زیبایی می‌تواند جهان را خراب کند و دل‌ها را بسوزاند. او به زلف و خال معشوقه اشاره می‌کند که مانند صیادان، دل‌ها را فریب می‌دهد و خود را در خواب می‌سازد. زیبایی او به حدی است که حتی خورشید نیز از آن شرمنده است. شاعر با توصیف لطافت لب‌های معشوق و شراب کلام او، نشان می‌دهد که چگونه این زیبایی نمی‌تواند شبیه دیگری پیدا کند. در نهایت، لب‌های او، که به مانند جان ناله می‌کشند، نویدبخش شرابی است که ناب و خوشایند است.