نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۸ کمال خجندی

کمال خجندی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

آن چه مروی است چه خوش رفتاری است

آن چه طوطی چه شکر گفتاری است

آن چه شوخی و چه شهر آشوبی

آن چه باری و چه خوش عیاری است

دل ما داشته در زلف نگاه

بنگریدش که چه خوش دلداری است

پیش چشمش لب شیرین گویی

شربتی در نظر بیماری است

عشق شیرین دهنان سهل مگیر

کار فرهاد نه آسان کاری است

سر سودای تو تنها نه مراست

هر دلی را به غمت بازاری است

بر رخت آن همه داغ از خط و خال

درد دل سوخته افگاری است

نسیه و نقد کمال از تو همین

سهم اشکی و زر رخساری است

نقد درویش اگر بی درمی است

بنده در بی درمی دیناری است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی‌های عشق و احساسات عاشقانه اشاره دارد. شاعر از رفتار خوب محبوب و کلام شیرین او می‌گوید و به تاثیر نگاهش بر دل عاشق اشاره می‌کند. او همچنین به دشواری‌های عشق و غم‌های ناشی از آن می‌پردازد و تأکید می‌کند که عشق تنها مختص او نیست و همه دل‌ها در غم آن شریک هستند. در نهایت، شاعر به ارزش و زیبایی‌های وجودی محبوب اشاره می‌کند و می‌گوید که حتی اگر عاشق بی‌پولی باشد، عشق او ارزشمند و گرانبهاست.