شمارهٔ ۶۵۰ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
به نینی که بر آن در بریم سجده خاص
همیشه فاتحه خوانیم از سر اخلاص
دلا چو طالب وصلی ز آب دیده منال
که در به چنگ نیاره چو دم زند غواص
مراد هر دو جهان یافتم به دولت دوست
دمی که یافتم از محنت رقیب خلاص
اب تو گشت مرا ساقیا برسم فدا
بریز خون صراحی که والجروح نصاص
به زاهدان نرسد بوی نو به رندان نیز
عوام را چه رسد چون نمی رسد به خواص
حدیث سیمیذاران کران گران شنوند
گرفته اند مگر گوش پارسا به رصاص
کمال شهر گرفتی به فضاهای غریب
که عام گیر بود در سخن معانی خاص
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به معانی عمیق و تجربیات روحانی اشاره میکند. او از سجده و ادعیه خالصانه سخن میگوید و از تلاش برای رسیدن به وصالی واقعی با معشوق یاد میکند. شاعر بیان میکند که در کشمکشهای زندگی، مراد خود را در دو جهان در محبت دوست یافته است و از سختیها رهایی یافته است. همچنین به موضوعاتی از جمله عشق، عرفان و تفاوت در درک افراد (عوام و خواص) میپردازد و تأکید میکند که فهم عمیقتر تنها به دلی پاک و گوش شنوا نیاز دارد. کل این اشعار به جستجوی کمال و معنای واقعی زندگی مرتبط است.