نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۵۷ کمال خجندی

کمال خجندی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ای خَطَت خوب و عبارت نازک و لب‌ها لطیف

خالِ مشکینت مَلیح و عارِضِ زیبا لطیف

گر دو رخ پوشی و گرنه هر دو زیبا آیدت

زآن که هم پنهان چو جان خوبی و هم پیدا لطیف

تو لطیفی خواه در دل خواه در چشم آ فرو

قطرهٔ باران بود در پست و در بالا لطیف

زلف سر در پات سود این خست و آن در تاب رفت

پای تا سر ناز کی آری و سر تا پا لطیف

در لطافت آن دو ساعد می‌برند از سیم دست

نیست جان من تن سیمین تو تنها لطیف

روی اگر تابی ز آه سرد و گرم ما رواست

زحمت سرما ندارد طاقت گرما لطیف

گو به لطف طبع خود را می‌شمر صاحب‌کمال

هر که می‌گوید جواب گفت های ما لطیف

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و لطافت معشوق اشاره دارد. شاعر از خط زیبا، لب‌های لطیف و خال مشکین معشوق می‌گوید و ابراز می‌کند که هر دو چهره او زیباست، چه پنهان باشد و چه پیدا. لطافت او به قطره باران تشبیه شده و ناز او در تمام بدنش مشهود است. شاعر همچنین به زلف و زیبایی‌های دیگر معشوق اشاره کرده و در نهایت بر این نکته تأکید می‌کند که محبت و لطافت، جوابی مناسب به احساسات اوست.