شمارهٔ ۶۶۴ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
ز حسرت خاک شد این چشم غمناک
به خاک ار پا نهی باری برین خاک
نکر آموخت آن چشم از تو شوخی
چه زود استاد شد شاگرد چالاک
معلقها زند از شادی آن صید
که آویزی پس از بسمل به فتراک
چو از رخ خوی به دامن پاک سازی
شود پاکیومتر آن دامن پاک
ز شبگردی چه ترسم بار در چشم
ندارم روز روشن از عسس پاک
به مرگ محتسب کم خور دل غم
به مقدار مصیبت جامه زن چاک
کمال از خس شپارد کمترت دوست
مگر در دوستی افتاد خاشاک
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به احساسات غم و حسرت اشاره دارد. شاعر از چشمان غمناک خود صحبت میکند که به خاطر درد و رنجی که در دل دارد، به خاک تبدیل شدهاند. او به تعاملات انسانی و درسهایی که از دیگران میآموزد اشاره میکند و به طور خاص به شادی ناشی از پیروزی و موفقیتها میپردازد. در نهایت، شاعر به دلایل غم و نگرانیهایش اشاره میکند و بر ضرورت دوستی و محبت تأکید میکند، حتی در شرایط سخت و دچار مشکلات. شعر ترکیبی از زیبایی و غم است و نشاندهنده پیچیدگی احساسات انسانی است.