شمارهٔ ۶۷۴ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
مرو مایل به قد تست چه حاجت به دلیل
همه دانند که الجنس الی الجنس یمیل
آن خط سبز و لب لعل کزان سیری نیست
سبزی خوان خلیل است و نمکدان خلیل
مینماید رخت افروخته تر از سر زلف
چون چراغی که در او نور فزاید ز فتیل
روشن است از مه ما خانقه امشب صوفی
شمع بنشان به کناری و رها کن قندیل
دیده نیره اگر گرد رهت سازد کحل
خاک پای تو مرا دیده شود از دو سه میل
نیل مصرست در چشم من و تو یوسف مصر
به نظاره خدا را بنشین بر لب نیل
می کنند بی تو شکیبائی یعقوب کمال
که جمیلی تو و صبر از تو بود صبر جمیل
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به عشق و جذابیت معشوق اشاره میکند و بیان میکند که همه میدانند که هر چیز به جنس خود تمایل دارد. زیبایی معشوق با توصیفاتی چون خط سبز و لب لعل بیان شده و این زیبایی به گونهای است که نمیتوان از آن دوری جست. همچنین شاعر به روشنایی و نور عشق اشاره میکند و از شمع و چراغ به عنوان نمادهایی برای عشق استفاده میکند. شکیبایی یعقوب نیز به صبر در عشق اشاره دارد و بیان میکند که زیبایی معشوق خود دلیلی برای صبر است. در نهایت، معشوق به گونهای توصیف شده که همه چیز در هستی به او وابسته است.