شمارهٔ ۶۸۱ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
نیست کس را به حسن روی تو قیل
چه توان گفت روشن است دلیل
با لیت چشم را مضایقه چیست
م ت کی دیده به نقل بخیل
می کشد سر ز خاک پای تو زلف
راست است این سخن که کل طویل
دل سنگین تو به جانب مهر
نکند با هزار جر ثقیل
غم تو خوردم آنگهی کشتی
خوبها پیش خورد کرد فتیل
دین و دنیا فشاند بر تو کمال
که همین داشت از کثیر و قلیل
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و جذابیت شخصی اشاره دارد که قائل به آن است که هیچکس نمیتواند با حسن و زیبایی او مقایسه شود و این موضوع کاملاً واضح است. شاعر به عشق و عواطف سنگین خود اشاره میکند و میگوید که غم معشوق را تحمل کرده است. در نهایت، ویژگیهای دینی و دنیوی او نیز بیان شده که نشاندهنده کمال او هستند.