شمارهٔ ۶۹۱ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
بیوی خویش گردان زنده بازم
همی کش ساعتی دیگر بنازم
به شمع امشب مگر دل همزبانست
که او می سوزد و من میگدازم
سر زلفت مرا عمر دراز ست
خداوندا بده عمر درازم
اگر کردم نظر بازی به رویت
به حمدالله که باری پاکبازم
به چشمم کی پر مرغی که تا باز
بیارد نامه از سوی تو بازم
کمال خسته گفتی چاکر ماست
بدین اقبال دایم سرفرازم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره احساسات عاشقانه و longing برای معشوق است. شاعر از خداوند خواستار عمر طولانی است تا بتواند بیشتر در کنار محبوبش باشد. او به نگرانی و انتظارش برای دریافت نامهای از معشوق اشاره میکند و از این که به او توجه کرده، احساس خوشبختی میکند. همچنین، شاعر خود را در خدمت محبوب میداند و به افتخارش از این جایگاه اشاره میکند. در کل، شعر بیانگر عشق عمیق و فداکاری شاعر به معشوقش است.