نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۹۳ کمال خجندی

کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

به خالت نسبت مشک ختنا کردم خطا کردم

من این تشبیه بینیت چرا کردم چرا کردم

صبا انداخت در دستم شی زلف چو چوگانش

چه گویم کآن نفس با او چه کردم چه‌ها کردم

چو دیدم قبله روی تو صد ساله نماز خود

به محراب دو ابرویت نضا کردم قضا کردم

رفییت تربیت فرمود یکبارم به دشنامی

من از شادی دوبار او را دعا کردم دعا کردم

دل خود را که از ریش کهن شد نو به نو خسته

به داروخانه دردت دوا کردم دوا کردم

کز تو نگریزم به خون خود خطی و آنگه

دو چشمت را بر این معنی گوا کردم گوا کردم

کمال ار اندکی زآن خط غباری داشت بر خاطر

چو دیدم روی او با او صفا کردم صفا کردم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر احساسات عمیق خود را به تصویر می‌کشد. او از خطاها و اشتباهاتش نسبت به خال و زلف محبوبش صحبت می‌کند و اشاره می‌کند که چگونه زیبایی و محبت او بر زندگی‌اش تأثیر گذاشته است. شاعر به عشق و نیاز خود به محبوبش اعتراف می‌کند و می‌گوید که حتی در دشواری‌ها و ناراحتی‌ها نیز به او دعا و شکرگزاری کرده است. او همچنین از درد و رنجی که در دلش دارد، سخن می‌گوید و می‌خواهد که به یاد محبوبش آرامش پیدا کند. در نهایت، شاعر از صفای رو با محبوبش یاد می‌کند و تأکید دارد که عشقش به او همیشه در خاطرش باقی خواهد ماند.