شمارهٔ ۷۰ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
آن سرو که آمد بر ما از چمن کیست
وان غنچه که دلها شد ازو خون دهن کیست
آن میوه که از باغ بهشت است درختش
کار نزدیک دهن آمده سیب ذقن کیست
چون طلعت خورشید که پوشید غبارش
زیر خط ریحان رخ چون باسمن کیست
در دامن گل چاک فتادست ز هر سو
ای باد صبا بوی تو از پیرهن کیست
در جامه که باشد ببر از آب شود تر
آن آب کزو جامه نشد تر بدن کیست
آن خرقه که از دست تو صد پاره نباشد
در صومعه از گوشه نشینان بتن کیست
احسنت کمال این نه غزل آب حیات است
امروز بدین لطف و روانی سخن کیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و خصوصیات ظاهری و باطنی معشوقهاش اشاره میکند. او از سرو، غنچه، میوه بهشتی و طلعت خورشید صحبت میکند و آنها را به دقت توصیف مینماید. در هر بیت، شاعر با استفاده از تشبیهات و استعارهها به جلوههای زیبایی معشوقهاش پرداخته و از بوی گلها و آب و عشق سخن میگوید. در نهایت، شاعر به کمال این زیباییها و لطافت سخن میافزاید و نشان میدهد که این اشعار تجسمی از عشق و زیبایی هستند.