شمارهٔ ۷۰۲ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
تا خانه دل جای تمنای تو کردیم
در خانه چراغ از رخ زیبای تو کردیم
شوریده سری جمله گرفتیم به گردن
آنگه چو سر زلف تو سودای تو کردیم
دیدیم دل و عقل ز خود دور به صد گام
آن روز که از دور تماشای تو کردیم
از پستی و بالا همه کس نعره برآورد
هر جا که حدیث قد و بالای تو کردیم
هر لحظه به ما گرم تری از ستم و جور
تا در دل آتشکده مأوای تو کردیم
بر سینه ما چند نهد فرقت نو داغ
آخر نه به این سینه تمنای تو کردیم
مالم ز متاع دو جهان بود دل و دین
آن نیز نثار قد رعنای تو کردیم
چون رفت کمال از نظرت طلعت دلدار
قطع نظر از دیدهٔ بینای تو کردیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر اشتیاق و تمنای عمیق شاعر به محبوبش است. او از منزل دل و چراغی که به خاطر زیبایی معشوق روشن کرده، میگوید و اشاره میکند که چگونه عشق و زیبایی محبوبش همه چیز را تحت تاثیر قرار داده است. شاعر احساسات خود را با تصویرسازیهایی از شور و شوق بیان میکند و بیان میکند که حتی عقل و دلش از او دور شدهاند. او به درد و رنج ناشی از دوری از محبوبش اشاره میکند و این احساس را توصیف میکند که همه چیز را برای خاطر او فدا کرده و به قد و بالای او ارزشی خاص میدهد. در نهایت شاعر از تأثیر زیاد ظهور محبوب بر احساسات و جانی که به خاطر او تقدیم کرده، سخن میگوید.