شمارهٔ ۷۱۲ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
چون روز روشن است که ما رند و عاشقیم
فکر نو می کنیم در آن دم که خامشیم
چون صبح در پرستش روی تو صادقیم
ذکر تو میکنیم زمانی که ناطقیم
ما راست یک علاقه و آن عشق روی تست
باقی ز هرچه فرض کنی بی علائقیم
رطب اللسان به شکر تو مانند سوسنیم
فی چون گل دو روی در روی و منافقیم
دیوانه از تکلف و تکلیف فارغ است
معذور دار زاهد اگر رند و فاسقیم
خود را بر آستان درت بسته ایم باز
هرچند بندگی درت را نه لایقیم
خود نیست در میانه دونی از یگانگی
گر نیک بنگری همه بر خویش عاشقیم
اگر خاطر عزیز عزیزان خلاق ماست
با خاطر عزیز عزیزان موافقیم
دارد کمال چشم نوازش ز لطف تو
گرچه به دلنوازی لطف تو واثقیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به بیان عشق و شیدایی خود نسبت به معشوق میپردازد. او تأکید میکند که حتی در سکوت و خاموشی نیز به یاد معشوق هستند و عشقشان به او واقعی و بدون قید و شرط است. شاعر به زهد و پارسایی اشاره میکند و از اینکه اگر در نظر دیگران ممکن است رند و فاسق به نظر برسند، مهم نیست زیرا عشق واقعی آنها به معشوق فراتر از هر چیز دیگری است. در نهایت، او تأکید میکند که همگان در وجود خود عاشق هستند و زیبایی معشوق را ستایش میکند.