نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۳ کمال خجندی

کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

آن نور دیده یک نظر از من دریغ داشت

تیری ز غمزه بر جگر از من دریغ داشت

میشد نکو به زخم دگر زخم سینه ام

دردا که مرهم دگر از من دریغ داشت

او دانه درست و منش مشتری دریغ کرد

کان در رقیب بد گهر از من دریغ داشت

روشن نگشت شانه چشمم به صد چراغ

تا خاک کوی و کرد در از من دریغ داشت

از خاک پاش بود خیر باد صبح را

سردی نگر که این خبر از من دریغ داشت

وصل خود ار چه داشت ز کم طالبان دریغ

طالع نگر که بیشتر از من دریغ داشت

نام کمال طوطی شیرین سخن نهاد

وین طرفه کان دو لب شکر از من دریغ داشت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

اشعار بیانگر احساس عمیق ناامیدی و حسرت گوینده است. او از فردی محبوب یاد می‌کند که توجه و محبتش را از او دریغ کرده و این امر باعث رنج و درد او شده است. گوینده به زخم‌های ناشی از این بی‌توجهی اشاره می‌کند و می‌گوید که حتی مرهمی برای این زخم‌ها نیز از او دریغ شده است. او احساس می‌کند که تمام زیبایی‌ها و شادی‌ها از او گرفته شده و طالع بدش او را به شدت آزار می‌دهد. در نهایت، آنچه را که از محبوبش خواسته، آرزو می‌کند که دریافت کند، اما معلوم است که این خواسته‌ها نیز به او داده نشده است.