شمارهٔ ۷۳۳ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
رخت رشک قمر گفتیم گفتیم
دهانت را دهانت را شکر گفتیم گفتیم
رقیبت را که سگ بسیار ازو به
چه شد گر زین بتر گفتیم گفتیم
غمت گفت بگوئید اندرین راه
به ترک جان و سر گفتیم گفتیم
چو شیرین تر ز جائی دوستان را
از جانت دوستر گفتیم گفتیم
مرا نامهربان گفته که گفتی
نگفتیم این و گر گفتیم گفتیم
چو بر عشق ما دانست اغیار
به یاران این خبر گفتیم گفتیم
چه رنجی گر کمال آن منت گفت
دروغی این قدر گفتیم گفتیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات و نگرانیهای عاشقانه شاعر میپردازد. شاعر درباره عشق و رقابت با دیگران صحبت میکند و از تنش و غم ناشی از این رقابت مینویسد. او به یادآوری لحظات شیرین با دوستان و همچنین درد و رنج ناشی از نامهربانیها اشاره میکند. در نهایت، شاعر از گفتن احساسات و واقعیات زندگیاش حرف میزند و به صراحت بیان میکند که همواره در تلاش است تا عشق و رابطهاش را از نگاه دیگران محفوظ نگه دارد.