نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۳۸ کمال خجندی

کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

رویت گل سیراب نگوییم چه گوییم

آن لب شکر ناب نگوییم چه گوییم

آن زلف کمندافکن و رخسار و جبین را

دزد و شب مهتاب نگوییم چه گوییم

تفسیر دو ابروی تو کان سورهٔ نون است

پیوسته به محراب نگوییم چه گوییم

دیدیم شبی زلف تو در فقه و بیداد

تعبیر چنین خواب نگوییم چه گوییم

چوگان سر زلف ترا شد دل ما گوی

این که به احباب نگوییم چه گوییم

این چهره و این اشک روان را به دویدن

لوح زر و سیماب نگوییم چه گوییم

چون نمد کمال از غزل آن صورت زیباست

شعر تر چون آب نگوییم چه گوییم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق می‌پردازد و شاعر در آن به وصف جنبه‌های مختلف چهره و موهای محبوبش می‌پردازد. او به گونه‌ای استعاری بیان می‌کند که سخن گفتن از زیبایی‌های او دشوار است و هرچه بگوید ناچیز است. لب‌های شکرین، زلف‌هایی که چون کمند هستند، و ابروهایش که شبیه سوره‌ای مقدس است، همه نشانه‌های حیرت‌آوری از زیبایی‌اند. شاعر با عبارات شاعرانه و تشبیهات قابل تأمل به توصیف این زیبایی‌ها می‌پردازد و در نهایت اشاره می‌کند که هر کلمه‌ای در وصف آن‌ها ناکافی است.