نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۴۴ کمال خجندی

کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

سر بر در توأم بنگر سربلندیم

ای من سگ تو عفو کن این خود پسندیم

گر هندوی دو چشم تو برکش ز غمزه تیغ

من آن نیم که از تو برد تیغ هندیم

خوش گفت زلف با لب جانبخش تو شبی

خ ونیه تونی چرا من افتاده بندیم

گفتی بپرسش تو چو آیم چه آورم

رحمی بیار بر من و بر مستمندیم

خیز ای طبیب مرهم و درمان زیان مکن

کاین درد اوست داغ کند سودمندیم

از من ببست چشم به هنگام و ناز و گفت

هاروت گو با و ببین چشم بندیم

در لطف طبع سعدی شیرازی ای کمال

باور نمی کنند که گونی خجندیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از سعدی شیرازی نشان‌دهنده‌ی عشق و دلدادگی است. شاعر به معشوقه‌اش می‌گوید که اگرچه او خودپسند است و از او می‌خواهد که عفو کند، اما نشان می‌دهد که عشق و وابستگی‌اش به او عمیق است. او به زیبایی و جاذبه‌های معشوقه‌اش اشاره می‌کند و از دردی که ناشی از عشقش است، شکایت می‌کند. همچنین از طبیبی می‌خواهد که مرهمی بر دردش بگذارد. در نهایت، شاعر از دیگران می‌خواهد که زیبایی و لطافت عشقش را باور کنند.