شمارهٔ ۷۴۷ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
شاه مرغانم سوی تخت سلیمان می پرم
صید من عشق است و دل پیر و عنایت رهبرم
صورت ما نا بدلی ژنده پوشان شد بدل
نسخه ها بردند نقاشان چین از پیکرم
بی خط و کلک و ورق روشندلان بر خوانده اند
آیت نور السماوات از ضمیر انورم
دیگران جان میکنند از حسرت مال و منال
من به ملک نیستی امروز جان می پرورم
تا حمایت یافتم اندر جوار مصلحت
در میان اهل عرفان من کمال مظهرم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر از شاعری است که به عشق و حقیقت خود اشاره میکند. او خود را به شاه مرغان تشبیه میکند که به سوی تخت سلیمان پرواز میکند و عشق را شکار خود میداند. او جلب توجه میکند که در ظاهر انسانی ناچیز و ژنده پوش به نظر میرسد، اما باطن او درخشان و نورانی است. او به جای مال و منال دنیا، به حقیقت و معنای عمیقتری در زندگی میپردازد و در جمع عرفا به کمال رسیده است. در کل، شعر به دنبال مبارزه با دنیای مادی و جستجوی عشق و عرفان است.