شمارهٔ ۷۵۱ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
صحبت عاشق و حبیب بهم
فصل گل دان و عندلیب بهم
غم جگر ساخت قسمت من و دل
هر دو خوردیم آن نصب بهم
به تفال قرآن تحسین است
دیدن ناصح و ادیب بهم
بشکافند سقف مقصوره
نعره واعظ و خطیب بهم
نیست فرقی میان این دو برزگ
گر به بینی سگ و رقیب بهم
رنج دیدند هر دو معلوم است
از من افسونگر و طبیب بهم
بافت شهرت چو جمع کرد کمال
غزل و معنی غریب بهم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهی ارتباط عمیق عاشق و معشوق است و احساسات و رنجهای آنها را بیان میکند. به تصویرکشیدن گلی که در کنار بلبل است، نماد عشق و زیبایی است. همچنین، اشاره به غم و درد دل دارد که ناشی از جدایی و سختیهای زندگی است. شاعر به تحسین عقل و ادب میپردازد و میگوید که هر دو طرف عشق، چه عاشق و چه معشوق، رنجهای مشابهی را تجربه کردهاند. در نهایت، شعر به زیبایی و عمق کلام اشاره دارد و نشان میدهد که علیرغم مشکلات، عشق و هنر همیشه در کنار یکدیگر وجود دارند.