نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۶۲ کمال خجندی

کمال خجندی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

گر به میخانه حریف می و شاهد باشم

به که در صومعه بنشینم و عابد باشم

وقت آن شد که اقامت به خرابات کنم

تا به کی معتکف گوشه مسجد باشم؟

دامن پیر مغان گر فتد این بار بدست

من سرگشته چرا طالب مرشد باشم؟

سال‌ها بر در میخانه نشینم به از آن

که ازین گوشه‌نشینان مقلد باشم

زهد در صومعه می‌ورزم و این رندی نیست

رندی آنست که در میکده زاهد باشم

یار اگر ز آه من خسته نگر اندیشد

فارغ از قصد بداندیشی حاسد باشم

زندگی در سر تقوی شد و حیف است کمال

که همه عمر درین فکرت فاسد باشم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره دو زندگی متفاوت، یکی زهد و عبادت در صومعه و دیگری رندی و خوشگذرانی در میخانه، بحث می‌کند. شاعر به این نتیجه می‌رسد که بهتر است به جای نشستن در مکان‌های مقدس و تقلید از دیگران، به طور واقعی و آزادانه در میخانه زندگی کند و با می و معشوق انس بگیرد. او تأکید می‌کند که زندگی در تقوی بدون عمق و احساس واقعی ارزشی ندارد و هدر دادن عمر به نظر می‌آید. در نهایت، شاعر بیان می‌کند که رندی واقعی این است که در میخانه به زهد و تقوا بپردازد و به معنای عمیق‌تری از زندگی دست یابد.