نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۶۳ کمال خجندی

کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

گر بی تو یک دو دم من بیمار زیستم

از غمزه تو خسته و انگاره زیستم

از من چو نیم ناز دگر داشتی دریغ

چون صید نیم کشته به ناچار زیستم

تن گرچه روز هجر زدی باز شد هلاک

شرمنده ام ز بار که بسیار زیستم

رضوان به روضة خضر به آب حیات زیست

من با خیال آن لب و رخسار زیستم

کوثر ز سنگ تربت من گر چکد رواست

چون سالها به باد لب بار زیستم

هر بار کز کرشمه مرا غمزه تو کشت

از ذوق کشتن تو دگر بار زیستم

گفتی کشم ز جمله ترا بیشتر کمال

من بیشتر برای همین کار زیستم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان حال و روز عاشقانه‌ی شاعری می‌پردازد که در نبود محبوبش رنج می‌کشد. او از درد جدایی و غم عشق صحبت می‌کند و می‌گوید که گرچه جسمش در دوران هجر درگیر مشکلات است، اما روحش دائم در خیال معشوق زندگی می‌کند. شاعر به شکوه و زیبایی معشوق اشاره می‌کند و می‌گوید که حتی در مرگ نیز محبت و یاد او او را زنده نگه‌داشته است. او از احوالش می‌گوید که با هر نگاهی از طرف معشوق مجدد زنده می‌شود و نشان می‌دهد که تمام وجودش برای عشق و کمال محبوبش صرف شده است.