شمارهٔ ۷۷۶ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ما از لب تو کام ندیدیم و گذشتیم
تشنه به لب چشمه رسیدیم و گذشتیم
گفتیم دعای تو و از بخت مخالف
از لفظ تو دشنام شنیدیم و گذشتیم
با داغ فراق تو که جانسوز عذابست
از زندگی امید بریدیم و گذشتیم
یک شب نکشیدیم ترا دربر و هر روز
صد جور و جفا از تو کشیدیم و گذشتیم
در بیشه دنیا که چراگاه دل ماست
روزی دو چریدیم و چمیدیم و گذشتیم
شهد لب تو شربت وصل دگران بود
ما زهر فراق تو چشیدیم و گذشتیم
مانند کمال از هوس آن گل رخسار
صد جامه به باد نو دریدیم و گذشتیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به بیان تجربیات تلخ و دردناک خود از عشق و فراق میپردازد. او از لب معشوق کام نمیگیرد و با وجود مشکلات و رنجها، ناامیدانه به زندگی ادامه میدهد. هر روز جفاهای جدیدی را از معشوق میکشد، ولی باز هم گذشت میکند. در این مسیر، امید خود را از دست میدهد و با غم فراق، تحمل میکند. شاعر در نهایت به تکرار زخمهای دل و رنجی که از عشق میکشد، اشاره میکند و نشان میدهد که حتی با وجود همه سختیها، هنوز به یاد معشوق است.