نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۸۰ کمال خجندی

کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ما خانه دل جای تمنای تو کردیم

در خانه چراغ از رخ زیبای تو کردیم

شوریده‌سری جمله گرفتیم به گردن

وان گه چو سر زلف تو سودای تو کردیم

دیدیم دل و عقل ز خود دور به صد گام

آن روز که از دور تماشای تو کردیم

از پستی و بالا همه کس نعره برآورد

هر جا که حدیث قد و بالای تو کردیم

هر لحظه به ما گرم‌تری از ستم و جور

تا در دل آتش‌زده مأوای تو کردیم

بر سینه ما چند نهد داغ فراقت

آخر نه به این سینه تمنای تو کردیم

چون رفت کمال از نظرت طلعت دلدار

قطع نظر از دیده بینای تو کردیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و زیبایی محبوب است. شاعر از اشتیاق و longing خود برای معشوق می‌گوید و خانه دلش را به خاطر او نورانی کرده است. او به تمجید از زیبایی‌های معشوق پرداخته و بیان می‌کند که محبت او باعث شده تا دل و عقلش از خود دور شود. شاعر از درد جدایی و عذاب ناشی از فراق می‌گوید و به این نتیجه می‌رسد که برای به دست آوردن محبوب، باید از هر چیزی چشم‌پوشی کرد. در نهایت، او از آثار زیبایی محبوبش بر دل و دیده‌اش می‌گوید و تأثیر عمیق آن را در زندگی‌اش احساس می‌کند.