نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۸۴ کمال خجندی

کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ما رند و قلندر صفت و عاشق و مستیم

معذور توان داشت اگر توبه شکستیم

با هیچ کسی کار نداریم درین ملک

ما را بگذارید درین حال که هستیم

آن عاقل دنیا طلب ار جاه پرستد

شک نیست که ما عاشق و دیوانه و مستیم

گر نوش کند جرعه ای از جام محبت

آنگاه بداند که چرا بی خود و مستیم

تا پی نبرد کس به سر ما ز در خلق

برخاسته در کنج خرابات نشستیم

گویند که دیوانه این دور کمال است

شکرانه که از جمله تکلیف برستیم

از کثرت صحیت چو در دل نگشاید

بر خود در آمد شدن غیر بیستیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بیان حال و وضعیت خود می‌پردازد و می‌گوید که ما عاشق و دیوانه هستیم و از دنیا و مردم بی‌نیازیم. اگرچه ممکن است به دلیل عشق و محبت از حالت طبیعی خود خارج شده باشیم، اما این وضعیت برای ما عذری ندارد. ما هیچ ارتباطی با دیگران نداریم و در خلوت خود، در حال شعف و مستی از عشق به سر می‌بریم. شاعر بر این باور است که تنها کسی که جرعه‌ای از محبت را بچشد، می‌تواند درک کند که چرا ما این‌گونه دیوانه‌وار رفتار می‌کنیم. همچنین اشاره می‌کند که از کثرت رفاقت‌ها و روابط نتوانسته‌ایم دلی باز کنیم و در نتیجه به کنج خرابات پناه برده‌ایم. در نهایت، او به دور کمال و رهایی از تکالیف اشاره می‌کند و شکرگزاری می‌کند که از قید و بندها آزاد شده‌ایم.