شمارهٔ ۷۸۶ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
ما لبت را نمک، شوان ملاحت خوانیم
خال مشکین ترا دانه دلها دانیم
در وفاداری و دلدادگی و جانبازی
آنچه گویند در این باره دو صد چندانیم
از جدایی همه دم هست شکایت ما را
بینی ار با دل پردرد چو نی نالانیم
با دلی پاک از آلایش و با صدق و صفا
جان به کف بهر نثار قدم جانانیم
ساکن کوی نگاریم چو معنا در لفظ
گر به ظاهر نگری بیسر و بیسامانیم
رمز توفیق در این است که در گلشن دهر
همچو بلبل بتوانیم و پر گل خندانیم
پای بندیم به عهد خود و بر وجه کمال
با دل و جان و تن و عاطفه همپیمانیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف عشق و وفاداری پرداخته و نشان میدهد که عاشق در نهایت صداقت و پاکی، جان خود را برای معشوق فدای او میکند. شاعر به زیباییهای معشوق اشاره میکند و از درد جدایی و شکایت ناشی از آن سخن میگوید. با وجود مشکلات و دردهای ناشی از عشق، او به وفاداری به وعدهها و پیمانها تأکید میکند و آرزو دارد که مانند بلبل در گلشن عشق، شاد و خندان باشد. به طور کلی، شعر بر تعهد و صداقت در عشق و علاقه تأکید میکند.