شمارهٔ ۸۰ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
امشب ز خیالش سر ما خواب دگر داشت
وز عارض او چشم ترم آب دگر داشت
رخسارة ساقی و لب جام و رخ شمع
هریک از فروغ رخ او تاب دگر داشت
مهتاب شد از روزنه و تیره نشد چشم
کین خانه ازو پرتو مهتاب دگر داشت
هرجا دل سودا زدهای بود کشان کرد
زلفش که به هر سلسله قلاب دگر داشت
در حسرت عناب لب او دل رنجور
از خون جگر شربت عناب دگر داشت
تا به این گربه بدان گوش رسانند
بر هر مژه چشمم در سیراب دگر داشت
دوشینه کمال از می میخانه ننوشید
کز شوق لبش ذوق می ناب دگر داشت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به وصف زیباییها و جذابیتهای معشوقهاش پرداخته است. او بیان میکند که حتی خوابش نیز تحت تاثیر خیال معشوقه است و در چهرهاش نمادهایی از زیبایی وجود دارد که هرکدام به نوعی خاصیتهای خودشان را دارند. همچنین، نور ماه و زیباییهای دیگر را به عنوان متممهای جذابیت او در نظر میگیرد. او به حسرت و دلتنگیاش برای لب معشوقه اشاره میکند و در نهایت به لذتهایی که از میخانه و زیبایی معشوقه میبرد، پرداخته و میگوید هر لحظه از زیباییهای او چیزی ویژه و منحصر به فرد دارد.