شمارهٔ ۸۰۶ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
نیست جز غم بینو خوردن دیگرم
گر دهی سوگند بالله میخورم
من سگ کوی تو آنگه عار ازین
گر از آن کمتر نیم زین کمترم
خاک پایت بر سر من منتی است
باد این منت همیشه بر سرم
بگذرد جان از من آن ساعت که تو
گونی از جان بگذر و من نگذرم
غیرتم گرویده زهی خون حلال
وقت کشتن گر به رویت بنگرم
گریه دردسر همی آرد مرا
از تو گر دردسر خود می برم
جان بیار اینجا سبک گفتی کمال
بس گرانست آن سبک چون آورم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این اشعار بیانگر غم و درد عمیق شاعر است. او به عشق و وابستگی خود به معشوق اشاره میکند و میگوید که حتی اگر مانند یک سگ در کوی معشوق زندگی کند، از آن شرمنده نیست. او خاک پای معشوق را نشانهای از لطف و احترام میداند و احساس میکند که اگر جانش را برای معشوق فدای کند، این عمل برای او در مقایسه با عشقش ناچیز خواهد بود. شاعر همچنین به غیرت و حرمت عشق اشاره کرده و میگوید که حتی در زمانهایی که در خطر است، هنوز میخواهد بر روی معشوق بنگرد. در نهایت، او از درد و رنجی که عشق او ایجاد کرده صحبت میکند و بیان میکند که بار سنگین این عشق را به دوش میکشد.