نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۰۷ کمال خجندی

کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

وصف دهن تنگ تو من هیچ نگویم

چون نیست ز لطفش خبری یک سر مویم

آن به که نگویم به کس این راز نهانی

تا خلق ندانند که من عاشق اویم

تا زلف چو چوگان توام می برد از راه

زآن رو من سرگشته ندانم که چه گویم

جز بر گل رویت نشود دیده من باز

صد بار چو نرگس اگر از خاک برویم

با آنکه دل از دست برون شد به تمامی

بیرون نشد از دل هوس روی نکویم

در دفتر عشاق نیایم به حسابی

تا لوح وجود از رقم زهد نشویم

گفتی دل گم گشته کمال از چه نجویی

چون یافتمش بر سر کوی تو چه جویم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر یک عشق عمیق و پنهان است. شاعر به توصیف احوالات و احساسات خود نسبت به معشوق می‌پردازد و از دشواری‌های اظهار عشق سخن می‌گوید. او می‌گوید که هیچ کلمه‌ای نمی‌تواند حال او را وصف کند و ترجیح می‌دهد راز عشقش را مخفی نگه دارد تا دیگران از آن آگاه نشوند. شاعر همچنین به زیبایی معشوق و تأثیر آن بر خود اشاره می‌کند و می‌گوید که دلش هرگز از آرزوی دیدن او آزاد نشده است. او در نهایت به این نتیجه می‌رسد که وقتی عشق واقعی پیدا می‌شود، دیگر نیازی به جستجو ندارد.