شمارهٔ ۸۱۳ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
بار هر چند به ناحق طلبه آزارم
گر ازوه باشدم آزار ز حق بیزارم
اگر اندیشه از حرمت خونم نکند
به حق و حرمت باری که به آن هم بارم
با خیالش چو حکایت کنم از چشم پر آب
گوش دارید که در می چکد از گفتارم
دل از آن روی چو مه روی به ایمان آورد
ورنه میکرد ز زلفش هوس زنارم
بوسه بر لب شیرین تو دارم دعوی
تو من خام طمع بین که چه دعوی دارم
گفت در غم ما حال تو چونت کمال
به جگر تشنه به دل خسته به تن افگارم
تا نوشتم صفت روی تو در دفتر خویش
بوی گل میشنود از ورق اشعارم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات عمیق عاشقانه و درد و رنج شاعری میپردازد که از عشق و زیبایی معشوقش رنج میبرد. شاعر در آن ابراز میکند که هر چند ممکن است مورد آزار قرار گیرد، اما از حقیقت و حقایق دوری نمیکند. او عشق و زیبایی معشوق را ستایش کرده و از احساسات جریحهدار خود سخن میگوید. در نهایت، او به تأثیر عمیق معشوقش بر شعر و دل خود اشاره میکند و بیان میکند که نوشتن از زیبایی معشوقش بویی مانند گل به شعرش میبخشد.