شمارهٔ ۸۲۹ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
به رخ قدر گل و گلزار بشکن
سخنگو قند را بازار بشکن
اگر خواهی شکسته مشک در چین
ز زلف عنبرین یک تار بشکن
به مژگان چون بگیری نیزه بازی
سنان در سینه افگار بشکن
شکست من دلت گر میکند خوش
به روزی خاطرم صد بار بشکن
شگفت ای باغبان اطراف گلزار
قفس بر عندلیب زار بشکن
نظر هم غیرتم آید بدان سرو
به چشم نرگس ای گل خار بشکن
به رویش سجده کن ناموس بگذار
مسلمان شو بت پندار بشکن
بزن سر بر در میخانه صوفی
دماغ عقل دعویدار بشکن
کمال این توبهٔ صد جا شکسته
به بادش ده چو زلف یار بشکن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زبان شاعری از عشق و زیبایی طبیعت و ارزش شکستن موانع و قید و بندها میپردازد. شاعر به باغبان و دیگران توصیه میکند که گلها و زیباییها را بفهمند و در برابر سختیها و مشکلات، همواره از عشق و زیبایی دفاع کنند. صحبت از شکستن قیدها و فراتر رفتن از محدودیتها است، چه در عشق و چه در زندگی. شاعر به نوعی از توبه و بازگشت به سمت زیباییها سخن میگوید و خواهان شکستن زنجیرهای ذهنی و اجتماعی است. در کل، شعر دعوت به شجاعت، عشق و تلاش برای دستیابی به زیباییهای زندگی است.