نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۳۶ کمال خجندی

کمال خجندی / غزلیات / وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)

چه خوش است از تو بوس بخوشی نیاز کردن

زلب تو وعده دادن پس وعده ناز کردن

من دل سیه چو خالت نکنم شکیب از آن لب

ز شکر کجا تواند مگس احتراز کردن

بسؤال بوسه از ما چه کنی به خواب چشمان

در منعمان نشاید بگدا فراز کردن

رخ خوب باز بگشا که قیامت است بیتو

چو قیامت است باید در خلا باز کردن

بسجود سوی قبله بنهم خیال رویت

که حضور باید اول پس از آن نماز کردن

ز در تو عاشقان را بحرم کجا کشد دل

چو نو کعبه ای چه حاجت هوس حجاز کردن

تو کئی کمال باری که بساط قرب جوئی

بحد گلیم باید پی خود دراز کردن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از عشق و زیبایی معشوق سخن می‌گوید و به تمایل به بوسیدن و نزدیکی به او اشاره می‌کند. او یادآوری می‌کند که چگونه لبان معشوقش باعث سلب آرامش دل او می‌شوند و از بوسه‌های او آرزو دارد. شاعر به زیبایی چهره معشوق اشاره کرده و می‌گوید که باید بر رویش را نمایان کند، زیرا زیبایی‌اش مانند قیامت است. همچنین او به عشق و شوق‌اش برای نزدیک شدن به معشوق اشاره می‌کند و تأکید دارد که برای رسیدن به او باید تلاش کند، مثل کسی که در جستجوی کعبه است. در نهایت، شاعر از کمال و مقام معشوق می‌گوید و اینکه برای نزدیک شدن به او باید تمام وجودش را بگذارد.