نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۴۶ کمال خجندی

کمال خجندی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

دلا نحفه جان به جانان رسان

نیاز گدا پیش سلطان رسان

زمین بوس موران سر زیر پای

به خاک جناب سلیمان رسان

شنیدم که چشمش مسلمان کش است

مرا پیش آن نامسلمان رسان

از آن زلف دلبند و چاه ذقن

مژده بند و زندان رسان

حدیث سر ما و پای حبیب

چو از سر گرفتی به پایان رسان

از اشک من این ماجرا گوش داد

یکایک به درهای غلطان رسان

از سیلاب مژگان درود کمال

به جیحون خوارزم و باران رسان

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

غزل به عشق و اشتیاق به محبوب اشاره دارد و شاعر از دلِ تنگ و آرزوهای خود سخن می‌گوید. او در خواسته‌هایش به‌طور استعاری به نیاز گدایان پیش سلطان، بوسه زدن مورچه‌ها بر خاک سلطنت سلیمان و چشم محبوب که جانسوز است اشاره می‌کند. شاعر به زیبایی‌های محبوب و تأثیر آن‌ها بر خود اشاره می‌کند و از اشک‌ها و آرزو‌هایش می‌گوید که به دروازه‌های محبّت و رحمت می‌رسد. به‌طور کلی، این اشعار حول محور عشق و فراق می‌چرخد و احساسات عمیق شاعر را بیان می‌کند.