شمارهٔ ۸۵ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
ای ز صد گلبرگ نازکتر تنت
بر تو لرزانتر گل از پیراهنت
از صبا چندان نشد بوی تو فاش
پیرهن کرد این خطا در گردنت کار
خاک پایت حق و ملک دیده هاست
اور چند پوشد حق مردم دامنت
خط چه حاجت حجت حسن ترا
روی چون مه بی دلیل روشنت
خرمن مشک است زلفت گرد ماه
خال مشکین دانه ای از خرمنت
جان به تن می آید و دل می رود
از خرامان آمدن وز رفتنت
عقل و دین می خواست چشمت از کمال
هر دو بردی چیست دیگر با منت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیبایی و جذابیت معشوقهای است که با لطافت و ظرافت خود توجه شاعر را جلب کرده است. شاعر به تشبیههای زیبایی اشاره میکند، مانند گلبرگها و بویی که از او استشمام میشود. او همچنین به محبوبش میگوید که خاک پایش ارزشمند است و هر چیزی که بر او بپوشد، از نظر او ارزش دارد. شاعر زیبایی چهره او را همچون ماه و زلفش را به خرمنی از مشک تشبیه میکند. در پایان، شاعر بیان میکند که عشق و عقل تحت تأثیر چشمان محبوب قرار گرفتهاند و از او میخواهد که این زیبایی را با خود داشته باشد.