شمارهٔ ۸۵۰ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
دلم را صبر ممکن نیست از روی نکو کردن
ولی گر اینچنین باشد نشاید عیب او کردن
به شبگردی بر آمد نام من چون ماه در کویش
شبی از روزنش ناچار خواهم سر فرو کردن
به حسن آئینه می گوید که هستم چون به رویش
من آن رو سخت را با دوست خواهم روبرو کردن
اگر چون فرصتی داری منه یک لحظه جام از کف
که خواهد کوزه گر روزی ز خاک ما سبو کردن
به خون دل وضو سازم برآرم رو به ابرویش
که در محراب دلها سجده نتوان بی وضو کردن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از عشق و اشتیاق خود به معشوق سخن میگوید. او اشاره میکند که تحمل درد جدایی برایش سخت است و نمیتواند عیب معشوق را ببیند. او شب را به روزی زیبا تشبیه میکند و میگوید که همیشه نام و یاد معشوق در دلش حضور دارد. شاعر به زیبایی معشوق اشاره میکند و بیان میکند که میخواهد با او روبرو شود. همچنین به موضوعی از جدایی و وصال اشاره میکند و میگوید که برای نیایش و نزدیک شدن به معشوق باید از دل خود وضو بگیرد. در کل، شاعراشعار خود را با مضامین عشق، اشتیاق و نیایش پیوند میزند.