شمارهٔ ۸۵۵ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
روی او از زلف دیدن میتوان
گل شب مهتابه چیدن میتوان
گرچه زلف او ز سر تا پا جفاست
این جفا از وی کشیدن میتوان
کشتی مرغی که باشد خانگی
گر به بام او پریدن میتوان
با لب او میوهٔ شیرین وصل
گر رسد وقتی رسیدن میتوان
از دهانش جرعهٔ آب حیات
گر بقا باشد چشیدن میتوان
دل به زخمی از تو ترک ناله گفت
وقت مرهم آرمیدن میتوان
دید عکس جان در آن عارض کمال
با عکس گل در آب دیدن میتوان
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیباییها و لذتهای عشق و وصل میپردازد. شاعر به زلف معشوق اشاره میکند و میگوید که حتی با وجود جفایی که از او میبیند، همچنان میتوان از زیباییهایش بهرهمند شد. او همچنین به ارتباط بین معشوق و عاشق اشاره میکند و میگوید که میتوان از لب او شیرینی عشق و از چشیدن آب حیات بهره برد. در نهایت، شاعر از دل زخمی خود سخن میگوید و اینکه با وجود درد و رنج عشق، هنوز هم زیباییها و لحظات خوشی وجود دارد.