نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۶۴ کمال خجندی

کمال خجندی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)

شبی نگذرد بر دوچشم اشک گلگون

که از دل بروما نیارده شبیخون

گر آن مه پذیرد ز من ناله و آه

از اینان متاعش فرستم بگردون

خیالت چون بر آب چشمم نشیند

بگویند بنشست شیرین به گلگون

چو باد آید آن ابروان در نمازم

که دارند از نوجگرهای پر خون

زلب خستگانرا دهی نوشدارو

نخوانم به محراب جز سورة نون

کمال اهل حکمت چوشعر نوخواننده

طبیب شفا بخش باشد به قانون

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر از درد و اندوهی سخن می‌گوید که هر شب بر چشمانش اشک می‌آورد. او احساس می‌کند که اگر محبوبش ناله‌هایش را بشنود، روحش از غم آزاد خواهد شد. به تصویر کشیدن خیال محبوبش بر روی چشم‌هایش، او را به یاد شیرین و زیبایی می‌اندازد. ابروان محبوبش را به بادهایی تشبیه می‌کند که در نماز او را می‌آزارد. شاعر همچنین از زخم‌های جانکاه خستگان یاد می‌کند و می‌گوید که جز سوره نون، دعایی در محراب نخواهد خواند. او به کمال اهل حکمت و شعر اشاره می‌کند و می‌گوید که شاعران می‌توانند مانند پزشکان شفا بخش باشند.