نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۶۷ کمال خجندی

کمال خجندی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

عاشق کیست دلم باز نخواهم گفتن

سر مونی بکس این راز نخواهم گفتن

وصف آن روی کز آسیب نظرهاست نهان

پیش رندان نظر باز نخواهم گفتن

گر بپرسد ز من آن غمزه که خون نوکه ریخت

هرگز این راز بغماز نخواهم گفتن

گله ناز و عتاب تو به آن ابرو و چشم

کشی صد رهم از ناز نخواهم گفتن

پیش بالات کز آن قامت طوبی پست است

سخن سرو سرافراز نخواهم گفتن

در مقامی که برانم سخن از سنگدلان

جز حدیث تو در آغاز نخواهم گفتن

گر بگویم ز سگ کوی نو وصفی به کمال

جز به اکرام و به اعزاز نخواهم گفتن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از عشق و رازهای نهفته‌اش سخن می‌گوید. او اعلام می‌کند که هیچ‌گاه در مورد عشق خود و زیبایی محبوبش چیزی نخواهد گفت. او به راز عشق و زیبایی محبوبش اشاره می‌کند که از چشم‌های طناز او پنهان است و هیچ‌گاه نمی‌خواهد این اسرار را فاش کند. همچنین، او از تعابیر مختلفی برای توضیح احساساتش استفاده می‌کند و بیان می‌کند که تنها درباره محبوبش سخن خواهد گفت و از دیگر موضوعات اجتناب می‌کند. در نهایت، شاعر تاکید دارد که حتی اگر بخواهد چیزی بگوید، با احترام و عظمت به محبوبش خواهد بود و از تخفیف دیگران صحبت نخواهد کرد.