نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۶۸ کمال خجندی

کمال خجندی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

عاشقی چیست مقیم در جانان بودن

روی بر خاک در دوست به عزت سودن

ترک جان گفتن و از تیغ نچیدن روی

سر قلم کردن و این راه بسر پیمودن

در غمش بودن و بستن دهن از جوهر راز

در نو پیوستن و سر تو بکس نگشودن

باختن در خم چوگان سر زلف تو جان

و آنگهی گوی سعادت زمان بر بودن

زاهدم دعوت کوثر کند و عین خطاست

باوجود لب تو دست به آن آلودن

نیست پوشیده که از دیده چرائی پنهان

کانچنان روی به مردم نتوان بنمودن

سخن عشق بدان پایه رسانید کمال

که بر آن کس نتواند سخنی افزودن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره مفهوم عاشقی است و به زیبایی احساسات عمیق و دشواری‌های عشق را بیان می‌کند. عاشقی به معنای زندگی در کنار محبوب و فدای او شدن است. شاعر به توصیف عشق و عواطف پرداخته و می‌گوید که عاشق باید از خودگذشتگی کند، با دردهای درونی خود زندگی کند و راز عشق را در دل نگه دارد. او همچنین بر این نکته تأکید می‌کند که عشق حقیقی نمی‌تواند به راحتی به نمایش گذاشته شود و بیان آن به سادگی ممکن نیست. در پایان، شاعر به کمال و زیبایی سخنان عاشقانه اشاره می‌کند که بیان آن برای دیگران دشوار است.