شمارهٔ ۸۷ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
ای گله گوشه حسن آمده بر فرق تو راست
سرو را نیست چنین قامت رعنا که تو راست
سنبل زلف تو مشاطة گلبرگ تر است
لاله روی نر آرایش بستان صفاست
جعد بر حسن خطت نافه مشک ختن است
طاق ابروی خوشت قبله خوبان ختاست
تا کسی منکر خورشید جمالت نشود
خط شبرنگ تو بر محضر دعویش گواست
یا مگر شیفته سرو سهی قامت تست
که بر آهنگ نوا زد همه در پرده راست
خبر وصل تو از باد صبا می پرسم
زآنکه ما را طمع وصل تو از باد صباست
ساقی جرعة عشقت به کمال است مدام
گرچه از میکده وصل تو پیوسته جداست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و صفای معشوق خود اشاره میکند و او را با عناصر طبیعی مقایسه میکند. او از قامت و خصوصیات ظاهری معشوق میگوید و تأکید میکند که هیچ چیز نمیتواند به زیبایی او برسد. همچنین، شاعر احساسات عمیق خود را نسبت به معشوق بیان میکند و از اشتیاق و انتظار برای وصال او سخن میگوید. در نهایت، او میگوید که عشق به معشوق همچون جرعهای است که همیشه در دسترس نیست، اما او همچنان به آن امید دارد.