شمارهٔ ۸۷۰ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
قدمت آن با الف با سرو سیمین
بگویم راست هم آنی و هم این
خط سبزت زرخ دل بردن آموخت
که طوطی گیرد از آئینه تلقین
از بیماری مرا درد سری نیست
چو خاک آستان نست بالین
برویت زلف را طی مکانست
که شب در روم باشد روز در چین
زهی فرهاد و شیرینکاری او
که دنیی کرد و دین در کار شیرین
به از فرهاد مرد بار غم نیست
که بار عاشقی باریست سنگین
کمال از لطف آن به گوی و رخسار
که خوش باشد حکایت های رنگین
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و عشق اشاره دارد و به توصیف معشوقی با زیباییهای خاص میپردازد. شاعر از نخستین قدمت معشوق میگوید و رابطهی عمیق عاشق و معشوق را بررسی میکند. او به درد و رنج عشق اشاره میکند و بیان میکند که حقیقتاً بار عاشقی سنگین است. همچنین به شهرت و زیبایی معشوق با استفاده از تشبیهات زیبا اشاره میشود و این نکته که عشق و زیبایی تحت تاثیر مرگ و زندگی هستند، مورد توجه قرار میگیرد. در نهایت، شاعر زیبایی را در حکایتها و رنگها میبیند و به اهمیت آن اشاره میکند.