شمارهٔ ۸۸۰ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
مه عیدت مبارک باد ای خورشید مهرویان
زلب حلوای عیدی ده نخستین با دعاگویان
خلایق را نظر بر ماه و ما را بر تو نظاره
بروبت عاشقانرا عید و مردم ماه نو جویان
مه عید و شب قدری که می گویند آن و این
دل ما بافت در ابروی و زلف عنبرین مویان
صباح عید اگر سوزید عطری مجلس ما را
شکر گیرید و عود از زلف و لبهای سمن بویان
رقیب ای کاش از ناگه چو ماه روزه میشد گم
که من بی رو ستائی عید می کردم بدلجویان
نماز عید خواهم کرد هین ساقی بیار آبی
برای آب دست من بر ابریق قدح شویان
کسان شاد از مه عبد و کمال از بار به منظر
همه مشتاق روی ماه و او مشتاق مهرویان
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به مناسبت عید و زیباییهای آن اشاره میکند. او آغاز عید را با دعا و آرزو برای خوشی دیگران گرامی میدارد و به زیبایی ماه و دلنوازیهای عشق اشاره میکند. شاعر امیدوار است که در این روز خاص، عشق و محبت در جمعها حاکم باشد و عطر خوش زلف و لب معشوق در فضا پراکنده شود. او از رقیب خود آرزو میکند که ناپدید شود تا بتواند بدون هیچ مزاحمتی به جشن و شادی بپردازد. همچنین از ساقی میخواهد آبی بیاورد تا در نماز عید دعا کند و از زیبایی معشوق و فضایل او در جمع دوستانش لذت ببرد. در نهایت، وی به اشتیاق مردم به دیدار ماه و زیباییاش اشاره میکند.