شمارهٔ ۸۸۲ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
نخواهم بیش از این از خلق راز خویش پوشیدن
نمی آید ز من کاری بغیر از باده نوشیدن
اگرچه دیدن خوبان همه عین بلا باشد
به هر صورت که می بینیم دیدن به ز نادیدن
دل و دین را ز درویشی ببخشیدم به درویشی
بیاموزید ای شاهان از این درویش بخشیدن
اگرچه عشق ناگاهان به خاطرها فرود آید
ولیک او را به مدتها بیاید نیز ورزیدن
فلک گو هر زمان میگرد از این اوضاع بی حاصل
نخواهد مرکز خاکی ز وضع خویش گردیدن
نصیحت گو اگر پندی دهد سهل است گر میگو
زبان او و آن گفتار و گوش ما و نشنیدن
کمال خسته خاطر را خوش آمد صبحدم ناله
بلی خوش باشد از بلبل بوقت صبح نالیدن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این اشعار به بیان رازهای درونی خود میپردازد و دیگر نمیخواهد چیزی را پنهان کند. او فقط به نوشیدن باده مشغول است و معتقد است که دیدن زیباییهای دنیا، هرچند همراه با درد و مصیبت باشد، بهتر از نادیدن است. شاعر درویشی را ستایش میکند که دل و دین خود را بخشیده و از شاهان میخواهد که از او بیاموزند. عشق را هم به صورت ناگهانی و موقتی میداند که نیاز به پرورش و زمان دارد. در ادامه، به بیحاصلی اوضاع دنیا اشاره میکند و میگوید که نصیحتهای دیگران ممکن است شنیده نشود. در نهایت، او از ناله بلبل در صبحگاه خوشنود است و این را نشانهای از کمال میداند.