شمارهٔ ۸۹۱ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
ای حریم کعبه دل کوی تو
قبلفندان مقبل روی تو
گوشه گیران کرده در محرابها
همچو چشمت مستی از ابروی تو
پارسا چندین نگبر در دماغ
کی تواند کی شنیدن بوی تو
گر کنم وصف دهانت سالها
کرده ام وصف سر یک موی تو
خواب چشمان تو دارند از چه روی
سر نهد زلف تو بر زانوی تو
دلکش است آن زلف و آن قلا بهاست
آنکه ما را می کشد دل سوی تو
گرچه گم شد بر سر کویت کمال
یافتم بازش بجست و جوی تو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به عشق و زیبایی معشوق خود اشاره میکند و از او به عنوان حریمی مقدس یاد میکند. او ابراز میکند که دلش در جستجوی معشوق است و هر گوشهای از وجود او جذاب و دلنشین است. شاعر به توصیف زیباییهای چهره و موی معشوق پرداخته و نشان میدهد که این جذابیت او را به مادی بودن و عشق عمیقتری وا میدارد. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید میکند که علیرغم این که کمال او در این دنیا گم شده، اما هنوز هم او را جستجو میکند و دلش به سوی او میکشد.