شمارهٔ ۸۹۲ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
ای دلاویزتر از رشته جان کا کل تو
برده سوی تو دلم موی کشان کاکل تو
سنبل غالیه سایست چو صبا شانه زده
شده بر خرمن گل مشک فشان کا کل تو
داده از کار فرو بستة من موی بموی
خبر آن طرة دلبند و نشان کاکل تو
همچو شمشاد که از باد به پیچ افتد و تاب
در تو پیچیده و افتاده چنان کاکل تو
گر بسازند گل از غالیه و آب حیات
هم نشابد که بشویند به آن کاکل تو
عود خوش بو بود و مشک ولیکن ز همه
بر سر آمد چو بر آمد ز میان کاکل تو
دل که دزدید سر زلف تو از دست کمال
برده و در زیر کله کرد نهان کاکل تو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و جذابیت موهای محبوب صحبت میکند. شاعر با توصیفاتی دلنشین، از جذابیت و دلربایی کاکل (موی) آن معشوق میگوید و احساسات عاشقانهاش را بیان میکند. او موهای محبوب را مانند سنبل و گلهای خوشبو توصیف میکند و از این مینالد که هیچ چیز نمیتواند با زیبایی و جاذبهی کاکل او قابل مقایسه باشد. همچنین شاعر اشاره میکند که دلش به دلبندش افتاده و هیچ چیز دیگری نمیتواند جایگزین آن زیبایی خاص شود. در کل، شعر به عشق و زیبایی متمرکز است و دلبستگی عمیق شاعر به معشوق را به تصویر میکشد.