نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۹۹ کمال خجندی

کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

چو در جان کرد و دل جا غمزه تو

میان مردمش خواننده جادو

به تیر تو شکاری را نظرهاست

که بیند از قا سوی تو آهو

به جنت بیشتر سوزند مردم

اگر باشد بحور این چشم ابرو

چو خاک پا فروشی بر کشیده

دو چشم تر بسازیمش ترازو

از لب شفتالوئی دو لطف کن لطف

اگر چه العنب گویند دو دو

مگر زلفت پشیمانست از ظلم

که دارد از ندامت سر به زانو

کمال آن ترک اگر آید به مهمان

سر و جان پیشکش بر رسم ترغو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به وصف زیبایی‌های محبوبش می‌پردازد و از تاثیری که آن belleza بر دل و جان مردم دارد، سخن می‌گوید. او به چشمان جذاب و سوزان محبوبش اشاره می‌کند و درباره‌ی شکار و نگاهی که آن چشمان بر دل‌ها می‌اندازند، صحبت می‌کند. شاعر همچنین از عشق و محبت سخن می‌گوید و به زیبایی‌های بهشت و تاثیر آن‌ها بر مردم اشاره دارد. در نهایت، او از دیوانگی و عاشقی صحبت می‌کند و به تقدیم جان و دل خود به محبوبش اشاره می‌کند.