نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۰۴ کمال خجندی

کمال خجندی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

سرخوش است ای پسر مرا باتو

کشت چشم توأم نه تنها تو

بر در و بام دل چه گردد جان

او درین خانه باش گو یا تو

کوثر و سلسبیل هر دو روان

شده پنهان چو گشته پیدا تو

واعظا چند خوانیم به بهشت

استا ن برای ما ازو نگذریم فرما تو

گل فروتر نشانده اند از سرو

بر گذشته ازو به بالا تو

گفته شیرین لبان ترا در روی

مگسانیم ما و حلوا تو

نوخطان در جواب نامه کمال

لا نوشتند جمله الا تو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساس شادی و خوشحالی عاشقانه اشاره دارد. شاعر به پسرش می‌گوید که این شادی به خاطر زیبایی اوست و نه فقط به خاطر خود او. دل شاعر پر از عشق و زیبایی‌های عشق است و او به خداوند دعا می‌کند که او را از نعمت‌ها و بهشت خود محروم نسازد. شاعر در ادامه به زیبایی‌های عشق و محبوبیت اشاره می‌کند و در نهایت از عشق و دل‌مشغولی‌اش نسبت به معشوق سخن می‌گوید.