نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۰۶ کمال خجندی

کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

گر تیر کشی از طرف غمزهٔ جادو

صد آه کشد از جگر سوخته آهو

خونم چو شود ریخته مستی کند آن چشم

از ریخته ذوق است و طرب در سر هندو

صد حسن به آن رخ تو به یک دفعه فروشی

مه رفت به میزان که فرو شد به ترازو

زان چشم دل گمشده پرسیدم و زآن خال

خاک تو نشان داد به لب چشم به ابرو

گفتم به درختان که قد بار کدام است

هر لحظه در آینده در زلف تو به زانو

بشگفت کمال از تو به هرجا گل معنی

مرغی ز سر سرو بزد بانگ که کو کو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت عشق اشاره می‌کند و از تأثیر عمیق آن بر احساسات خود می‌گوید. او از غمزه و نگاه معشوقه‌اش سخن می‌گوید که دلش را به آتش می‌کشد و جانش را دچار مستی و شادی می‌کند. شاعر از جنبه‌های مختلف زیبایی معشوق تعریف می‌کند و به نمادهایی چون ماه، درختان و گل‌ها اشاره می‌نماید تا عمق احساساتش را بیان کند. این ابیات به تجلی عشق و زیبایی و تأثیر آن بر زندگی و روح انسان پرداخته است.