شمارهٔ ۹۱۴ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
آن عارض و رخسار و جبین هست در سه ماه
کز دیده نهائنده نهان کردمت آگاه
گر دیده گنه کرد که از خانه کشیمش
ور اشک بزودیش برانیم ز درگاه
بر شاه گدا را نبود هیچ گرفتی
جز دامن دولت که بگیرد گه و بیگاه
گره هست خود از جانب آن روی مپوشان
تا روی نوه بینیم و بگیریم برو راه
هرچند که عقلم رود از سر چو زند تیغ
جرم از طرف دوست نگیرم علم الله
جان خواست شنیدم لبت از بنده جانی
این بود مرا خود همه از لطف نو دلخواه
بنهاد کمال آن به ادب بر کف و می گفت
العبد و ما فی بده کان لمو لاه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت چهره محبوبش اشاره میکند و میگوید که این زیبایی در سه ماه پنهان است. او از معشوق خود میخواهد که اگر خطایی از او سر زده، ببخشد و همچنین از فقر و ناداری گدا سخن میگوید که جز دامن ملوکانه چیز دیگری ندارد. شاعر به این نکته اشاره میکند که نباید از زیبایی محبوب غافل شد و در نهایت، عشق و محبت را به عنوان فاکتور اصلی در زندگی خود معرفی میکند. او به ادب و احترام در عشق تأکید میکند و میگوید که بر اساس تواضع و محبت به دوستان، نباید قضاوت کنیم.