نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۱۸ کمال خجندی

کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای با لب شیرین سخنت تلخ فتاده

شد در همه خلق از نمکت شور زیاده

ابروت کمان بر من بیچاره کشیده

چشمانت کمین بر دل خونخواره گشاده

از نوع بشر چون بشرت دیده ندیده

از جنس پری چون تو پریزاد نزاده

در باغ هی سرو به امید قبولی

در خدمت بالای نو برپای ستاده

را عشاق سر کوی تو بر باد لبانت

مستند چو چشمان تو بی زحمت باده

از پیش کمال ار چه گذشتی تو سواره

دل در پی قدت شده چون سرو پیاده

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی زیبایی و تاثیر عمیق عشق بر دل عاشق است. شاعر از زبان معشوق با لب شیرینش سخن می‌گوید و احساس وفور شور و شوقی را که در دل دیگران به وجود آورده، توصیف می‌کند. ابروهای کمانی معشوق و چشمانش که دل عاشق را نشانه گرفته‌اند، تصویر زیبایی از عشقی نافذ و مخرّب ارائه می‌دهد. شاعر همچنین به نازکی و لطافت معشوقی که به مانند پری است، اشاره می‌کند و خود را در پی او می‌بیند. در نهایت، او علاقه‌اش را به طور نمادین با درختان سرو در باغ مقایسه می‌کند و به جستجوی معشوق و آرزوی وصالش اشاره می‌کند.