نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۱۹ کمال خجندی

کمال خجندی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

ای چو چشم خوش تو چشم کسی کم دیده

شکر ننگ تو برتنگ شکر خندیده

وجهی از روی تو در دیده من خوشتر نیست

ز آن سبب دیده من دیده ترا دردیده

دیده اهل نظر دیده بسی خوب و ترا

بر سر جمله خوبان جهان بگزیده

من ز مهر رخ خوب تو ز خود بریدم

از من سوخته بر قول عدو ببریده

تو بیا سوی وثاق من بیدل تا من

تونیا وار کشم خاک رهت دردیده

نبرم جان من از این ورطه غم گر باشی

بیگناه از من بیجان تو چنین رنجیده

سالها گفته دعای تن و جان نو کمال

وز تو جز جور و جفا هیچ دگر نشنیده

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و زیبایی محبوب است. شاعر با عشق خود و درد و رنج ناشی از آن صحبت می‌کند و می‌گوید که چهره محبوبش برای او از همه چیز عزیزتر است. او به احساسات عمیق و دلمشغولی‌هایش اشاره می‌کند و از جدایی و نازایی محبوبش گله می‌کند. شاعر همچنین به انتظار و دعا برای بهبودی و کمال می‌پردازد، در حالی که از ناملایمات و سختی‌های عشق و جفاهایی که از طرف محبوب به او رسیده، شکایت می‌کند. در نهایت، او هنوز به عشق و محبت وفادار است و امیدوار است که روزی محبوب به سوی او بازگردد.