شمارهٔ ۹۳ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
این میوه شیرین مگر از باغ بهشت است
وین حور بهشت از شکر ناب سرشته است
در باغ بهشت این قد و رخسار ندیدند
این سرو که بنشانده و این لاله که کشته است
ما روضه نخواهیم که هرجا چو تو حوری است
سوگند به خاک سر کویت که بهشت است
اینجا سخن سرو نگوئیم که پست است
و آنجا صفت ماه نخوانیم که زشت است
خطی که لبت در قلم آورد چو یاقوت
انصاف توان داد که یاقوت نوشته است
خشت در خود بر سر عاشق مزن ای دوست
ما را ز سر خویش چه غم حیف ز خشت است
از حرفه ئلت دید کمال آن مه و می گفت
این رشته باریک درین خرقه که رشته است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و شیرینی میوهای اشاره دارد که بهشت را به یاد میآورد و حوریان را توصیف میکند. شاعر اعتقاد دارد که زیباییهای طبیعی و عشق انسانی قابل مقایسه با زیباییهای بهشت نیستند. او به عشق و زیباییها در دنیای واقعی اشاره میکند و میگوید که بهتر است به جای فضای بهشت، به زیباییهای انسانی توجه کنیم. در نهایت، او از عشق میگوید و به ارزش آن در زندگی اشاره میکند.